|
2009-6-11
بر دندان گرفته غرورت را می رود آن سو می خوانیش، غرور نه اذهان فراموش کار و گیسوان پیچیده در دستان باتوم می کوبد این تارها یکنواخت نیست محکوم باتوم در زندان رندانه ی ما می روند پیش بسته است خاردار مژگان ای افق را، تیغ می کشد مدام آفتاب از این اوزن دریده و باز شب داد می داد با فیبر چهار گوشش آلاسکایی، آلاسکایی...
آپارتمان را ترک گویی برانژه * همه جا آمده اند کرگدن ها ** آیا به آنها می پیوندی ؟!
همه مثل هم شده ایم یکنواخت با شدت دردی سنگین بی آنکه در دستان کسی غلط بخوریم
از لابه لای قرون وسطی و عصر بربریت تو را می نگرد بر دندان گرفته غرورت را می رود آن سو می خوانیش، غرور نه او،آواز پست مدرن سر می داد
*اشاره به دیالوگ آخر نمایشنامه ی کرگدن( اوژن یونسکو) **منظور جو گیر شدن و چگونه گی پخش شایعات است
11-3-88 کۆمینتهکان
[0]
تهواوی پهڕگهکانی وێبلاگ |
کورتهیهکبۆ تاکه گۆله که زندۆمی کردوه سهرهتا زانیاری ئهلبۆمی وێنهکان ئهرشیڤ بایهکه م وێبلاگ بین بیخه لیستی دڵخوازهکان بلاگە بەرۆژ کراوەکان لۆگۆی وێبڵاگنووسهراندۆستانهاوپۆلهکانرۆژگهلێك
بابهتهکان- من هم بیست شده ام - بێ ناو - رۆیشتن - بهانه - هاوڕێ لینکهکانلێرهو لهوێRSS بۆ پۆدکهست
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| تهواوی هێز له بلاگی کوردی دایه |